صدای آب
ღای کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم بیاد ماندنی نه حاشیه ایی از یاد رفتنی.ღ
بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست صفت شاعر اگر همدلي و همدرديست بنويسيد اگر شعري ازاومانده بجاي مدح گويي و ثنا خواني اگر دين داريست غزل حجرت من را همه جا بنويسيد چه کسي ميگويد که گراني اينجاست؟ دوره ارزاني ست... چه شرافت ارزان، تن عريان ارزان، و دروغ از همه چيز ارزان تر....! آبرو قيمت يک تکه ي نان... و چه تخفيف بزرگي خورده ست، قيمت هر انسان!! کلاغهای مضطرب به سوی خانه می روند آهای ! آسمان بی ستاره من کجا روم ؟ کلام عاشقانه ام درون سینه ماند و حیف نشانه های عشق را چرا زمین فرو کشید خدای مهربان من تمام خط جاده ها تمام گریه های ما بدون خنده مانده اند خدای آسمانیم زمین دل پر از تو باد سحر شده رفیق دل برو به خانه ات بخواب ستاره ها ستاره ها خدا نگاه دارتان درون دل نوشته ام برای او شکایتی * امیر درخشان مرا بسپار در یادت ، به وقت بارش باران! نگاهت گر به آن بالاست و در رقص دعا قلبت مثال بید می لرزد ، دعایم کن که من محتاج محتاجم
بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است
او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است
در رثايم بنويسد كه شاعر بوده است
مردي از طايفه ي شعر معاصر بوده است
بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است
روي قبرم بنويسيد مهاجر بوده است
غروب ِ کوچه پر شد از شکوفه ی خیالها
سیاهی دل زمین ، کنار سرخی هوا
دوباره آسمان دل شده پر از سر و صدا
در این حوالی غریب صدای آشنا کجاست ؟
صدای بازتاب دل ، شنیدن ترانه ها
به کودکی به ابتدا به پیشتر به ناکجا !
نشد که دوستی کنم کلام عاشقانه را
نمی رسم به انتها بدون واژه ی خدا
چراغ راه ما نشد برای دیدنت چرا ؟
تمام نامه های ما بدون نام آشنا
برای جشن عاشقی نه از برای ادعا
کنار کوچه ای دگر قرار انتظار ما
که عاشقان نشسته اند طلوع عاشقانه
بدون وزن و قافیه بدون صامت و هجا

قانون
نديدن،رفتن،شكستن
تو ز آن بيزار
من بيزارتر
اكنون
من
چشم براهت
دل زير پايت
بي قانون
تو
چشم بسته
دل به جاده سپرده
قانونمند
يادت هست؟
| Design By : NASLEBARAN |

